نمیدونم چرا باز اینجوری شدم
بوی پاییز داره میاد
باید باز آماده ی رفتن بشم
بازم میاد روزی که بارون بباره ...
آه! در شهر شما یاری نبود
قصه هایم را خریداری نبود
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 15:56 توسط a7a
|
نمیدونم چرا باز اینجوری شدم
بوی پاییز داره میاد
باید باز آماده ی رفتن بشم
بازم میاد روزی که بارون بباره ...
آه! در شهر شما یاری نبود