نه نگو یید با ترانه!
می سرایم این ترانه جور دیگر:
باز باران بی ترانه
دانه دانه
میخورد بر بام خانه
یادم آید روز باران :

پا به پای بغض سنگین
تلخ و غمگین
دل شکسته
اشک ریزان
عاشقی سر خورده بودم
میدریدم قلب خود را
دور میگشتی تو از من
با دو چشم خیس و گریان.
میشنیدم از دل خود
این نوای کودکانه
پر بهانه
زود بر گردی به خانه.
یادت آید؟
هستی من!
آن دل تو جار میزد
این ترانه
باز باران،
باز میگردم به خانه

باز باران

یادمان باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود ، خودش سایه ای ندارد.

یادمان باشد که : هرروز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمان باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد، عفونت است.

یادمان باشد که : در حرکت همیشه افق های تازه هست.

یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.

یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند.

یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند، یادمان باشد که که دلی نو بخرم .

یادمان باشد که : فرار راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند.

یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.

یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند.

یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی ، من هم برایت عزیز باشم.

یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد ، نه نگاه!

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند.

یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.

یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست.

یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.

یادمان باشد که : برای پاسخ دادن به احمق ، باید احمق بود.

یادمان باشد که : در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست.

یادمان باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم.

یادمان باشد که : سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند، هرکسی سهم خودش را می آفریند.

یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست.

یادمان باشد که : پیش ترها چیز هایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.

یادمان باشد که : آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

یادمان باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم.

یادمان باشد که : من « از این به بعد » هستم ، نه « تا به حال ».

یادمان باشد که : هرگز به تمامی نا امید نمی شوی اگر تمام امیدت را فقط به یک چیز نبسته باشی ...

چشات آرامشی داره که تو چشمای هیشکی نیست
میدونم که توی قلبت بجز من جای هیشکی نیست
چشات آرامشی داره که دورم میکنه از غم
یه احساسی بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم
تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی
خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی
تو با لبخند شیرینت بهم عشقو نشون دادی
تورویای تو بودم که واسه من دست تکون دادی                           
از بس تو خوبی ، میخوام باشی تو کل ، رویا هام
تا جون بگیرم ، با تو باشی امید ، فردا هام
چشات آرامشی داره که پابند نگات میشم
ببین تو بازی چشمات دوباره کیش و مات میشم
بمون و زندگیمو با نگاهت آسمونی کن
بمون و عاشق من باش بمون و مهربونی کن ...

روي آن شيشه تبدار تو را " ها " کردم

اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم

حرف با برف زدم سوززمستاني را

با بخار نفسم وصل به گرما کردم

شيشه بد جور دلش ابري و باراني شد

شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم

عرق سردي به پيشاني آن شيشه نشست

تا به اميد ورود تو دهان وا کردم

در هواي نفسم گم شده بودي اي عشق

با سرانگشت تو را گشتم و پيدا کردم

با سرانگشت کشيدم به دلش عکس تو را

عکس زيباي تو را سير تماشا کردم

و به عشق تو فرآيند تنفس را هم

جذب اکسيژن چشمان تو معنا کردم

باز با بازدمي اسم تو بر شيشه نشست

من دمم را به اميد تو مسيحا کردم

پنجره دفترم امروز شد و شيشه غزل

و من امروز براين شيشه تو را " ها " کردم

آن قدر آه کشيدم که تو اين شعر شدي

جاي هر واژه ، نفس پشت نفس جا کردم ...

یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد

 طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم

 یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست

 به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم

 یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا

 دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم

 یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست

 دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم

 یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم

 طلب سوختن بال و پر کس نکنیم

 یادمان باشد ازامروزجفایی نکنیم

 گر که درخویش شکستیم صدایی نکنیم

 خود بسازیم به هردرد که ازدوست رسد

 بهربهبود ولی فکردوایی نکنیم

 جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم

 شکوه ازغیرخطاهست خطایی نکنیم

 وبه هنگام عبادت سرسجاده ی عشق

 جزبرای دل محبوب دعایی نکنیم

 یاورخویش بدانیم خدایاران را

 جزبه یاران خدادوست وفایی نکنیم

 گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان

 با غم خویش بسازیم وشفایی نکنیم

 یادمان باشداگرشاخه گلی راچیدیم

 وقت پرپرشدنش سازونوایی نکنیم

 پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

 گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

 یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

 طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

 دوستداری نبود بندگی غیر خدا

 بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم

 مهربانی صفت بارزعشاق خداست

 یادمان باشد ازینکار ابایی نکنیم

 ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟

 یاد من هست، طلب عشق ز هر کس نکنم

 گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد

 دل دیوانه من بهر که افتاده به خاک

 این همه گفتم و گفتم که رسم آخر کار

 به تو ای عشق ، تو ای یار ، به تو ای بهر نیاز

 یاد من هست که دیگر دل من تنها نیست

 یاد من هست که دیگر دل تو مال من است

 یاد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک

 یاد تو باشم و هر دم بکنم راز و نیاز

یاد تو باشد از این پس من و تو ما شده ایم

 هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ایم ...

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی

 ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.
 
 من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم

به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پر نورم

اگه گلبرگ بی آبم به شبنم رو نمیارم

اگه تشنه تو خورشیدم به سایه تن نمی کارم

من اون دردم که هر جایی پی مرحم نمی گرده

چه غم دارم اگر دنیا به کام من نمی چرخه

من اون عشقم که با هرکس سر سفره نمی شینه

من اون شوقم که اشکامو به جز محرم نمی بینه

اگه من ساقه ی خشکم به دریا دل نمی بندم

اگه بارون پربارم به صحرا دل نمی بندم

زندگی یک آرزوی دور نیست....

زندگی یک جست و جوی کور نیست....

زیستن در پیله پروانه چیست؟

زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست....

گوش کن ! دریا صدایت میزند....

هرچه ناپیدا صدایت میزند....

جنگل خاموش میداند تو را....


با صدایی سبز میخواند تو را....

زیر باران آتشی در جان توست....

قمری تنها پی دستان توست

پیله پروانه از دنیا جداست....

زندگی یک مقصد بی انتهاست....

هیچ جایی انتهای راه نیست....

این تمامش ماجرای زندگیست.