چرا نمی کشد مرا خدای چشمهای تو

میان آب و آتشم میان چشمهای تو

قسم به ساعت ازل دقیقه ای هزار بار

دلم عجیب می کند هوای چشمهای تو

چقدر با ستاره ها با لحن آب و آیینه

مستانه حرف می زنم به جای چشمهای تو

از آن مستی که دیدمت از آن یکی دو قرن پیش

نشسته ام کنار دل به پای چشمهای تو

سکوت گاه گاه تو مرا شکنجه می دهد

خدا کند که بشنوم صدای چشمهای تو

اگرچه شرم می کنم بگویمت که شاعرم

ولی تمام این غزل فدای چشمهای تو.


 ناله ی برگهای پاییزی در زیر پای من
جیغ باد پاییزی نوازش من
گریه ی آسمان پاییزی همدم من
من پاییزی تو پاییزی او پاییزی
زیر درختان زرد پاییزی با تو پاییزی
با توام ای زیبای پاییزی
چه کنم بی تو در این روزهای پاییزی
تو در آسمان بهاری و من در این زمین پاییزی
بی تو من پاییز پاییزم
کاش شعر پاییزی مرا می شنیدی
کاش روی زرد پاییزی ام را میدیدی
و کاش دستان سرد پاییزی ام را می گرفتی
ای پاییز دوست داشتنی من
بی تو هیچم بی تو پاییزم
دوستت دارم ای عشق پاییزی من