کمـ کمـ تفاوتــ ظریفــ میانــ نگهداشتنــ یکــ دستــ ...

و زنجیر کردنــ یکــ روحــ را یاد خواهیــ گرفتــ ...

اینکه عشقــ تکیه کردنــ نیستــ ...

و رفاقتــ ، اطمینانــ خاطر ...

و یاد میگیریــ که بوسه ها قرارداد نیستند ...

و هدیه ها ، عهد و پیمانــ معنیــ نمیدهند ...

و شکستــ هایتــ را خواهیــ پذیرفتــ ...

سرتــ را بالا خواهیــ گرفتــ با چشمهایــ باز ...

با ظرافتیــ زنانه و نه اندوهیــ کودکانه ...

و یاد میگیریــ که همه یــ راههایتــ را همــ امروز بسازیــ ...

که خاکــ فردا برایــ خیالــ ها مطمئنــ نیستــ ...

و آینده امکانیــ برایــ سقوط به میانه یــ نزاع در خود دارد ...

کمــ کمــ یاد میگیریــ ...

که حتیــ نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتابــ بگیریــ ...

بعد باغــ خود را میکاریــ و روحتــ را زینتــ میدهیــ ...

به جایــ اینکه منتظر کسیــ باشیــ تا برایتــ گلــ بیاورد ...

و یاد میگیریــ که میتوانیــ تحملــ کنیــ ...

که محکمــ هستیــ ...

که خیلیــ می ارزیــ ... ...

و میــ آموزیــ و میــ آموزیــ ...

با هر خداحافظ ...

یاد میگیریــ ...

         

   "خورخه لوئیســ بورخســ"