گریه میکنم
کسی جواب گریه مرا نمیدهد
زخم خورده ام ولی میان جمع
یک نفر برای زخمهای دل دوا نمیدهد
چرخ میخورم به لابه لای قلبهای کاغذی
یک نفر در این میانه
بوی آشنا نمیدهد
با دلی شکسته
از جماعتی گسسته
رو به سوی خویش میروم
روبروی آینه حرف میزنم
گریه میکنم
آینه به حرفهای من گوش میدهد
گریه میکند) )
روزی که تو آمدی زمادر عریان * مردم همه خندان و تو بودی گریان
کاری بکن ای بشر که روز رفتن * مردم همه گریان و تو باشی خندان
کسی جواب گریه مرا نمیدهد
زخم خورده ام ولی میان جمع
یک نفر برای زخمهای دل دوا نمیدهد
چرخ میخورم به لابه لای قلبهای کاغذی
یک نفر در این میانه
بوی آشنا نمیدهد
با دلی شکسته
از جماعتی گسسته
رو به سوی خویش میروم
روبروی آینه حرف میزنم
گریه میکنم
آینه به حرفهای من گوش میدهد
گریه میکند) )
روزی که تو آمدی زمادر عریان * مردم همه خندان و تو بودی گریان
کاری بکن ای بشر که روز رفتن * مردم همه گریان و تو باشی خندان
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 17:5 توسط a7a
|