دلم گرفته از هوای ابری  و باغچه های خالی از گنجشک

دلم گرفته از زردی چمن و گل های پژمرده بوته نسترن

دلم گرفته  از صدای سکوت حیاط خلوت مادر

دلم گرفته از بهانه های بی دلیل

دلم گرفته  از کوچه های خلوت و بدون رهگذر

دلم گرفته  از صدای مَرد دوره گردِ چینی فروش

دلم گرفته ازماهی تنگ بلور سفره هفت سین که ماههاست در سکوتی بغض آلود به انتظار نشسته   

دلم گرفته از گلدانهای خالی کنار پنجره

دلم گرفته ازغروبهای بدون خورشید پائیز

دلم گرفته از صدای پای فاصله ها ...