درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی ساده بیایی پایین قصه ی تلخ مرا سر سره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را ، فردا مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند ...
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 14:19 توسط a7a
|